خوشفکر، خلاقیت و نوآوری- دنیای تغییر نه تقدیر«برای کشف اقیانوس های جدید باید جرات ترک ساحل را داشت، این دنیا دنیای تغییر است نه تقدیر.» ژان پل سارتر (Jean-Paul Sartre) […]
- دنیای تغییر نه تقدیر
فمنیست خانمان سوز

خانواده سنگ بنای اساسی در جامعه بزرگ انسانی است. واحدی است قوام دهنده و استحکام بخش برای تک تک افراد یک جامعه. به همین دلیل است که تلاش برای حفظ این ستون بنیادین، فراهم کننده بستری برای سلامت اخلاقی و سعادت عموم مردم جامعه است. خانواده یعنی تربیت یک نسل و انتقال دهنده اصول و مبانی ارزشی از نسلی به نسل دیگر.
زندگی خانوادگی یک پدیده جهانی است. قدیمی ترین و در عین حال، با دوام ترین نهاد انسانی و ارزشمندترین جایگاه تربیتی است. مراقبتها و حمایتهای اولیه در خانواده شکل می گیرد و اساسی ترین نیازها با یاری این نهاد مهم، برطرف می گردد.
گروهی از کارشناسان مسائل اجتماعی در آمریکا در سال ۱۹۹۸، بعد از انجام مطالعات دقیق طی ۹ سال به این نتیجه رسیدند که بحرانهای اجتماعی و روانی در جهان فعلی، موجب تضعیف و نهایتا سقوط خانواده ها شده است.
امروزه بحرانی مهم و اساسی وجود دارد که به مراتب تلخ تر و جبران ناپذیر تر از آلودگی های زیست محیطی ، تورم و مباحث اقتصادی است.
کاهش ارزش های مذهبی و اخلاقی، گسترش و ترویج تفکرات فمینیستی، آزادی های جنسی و گسترش اعتیاد در جهان امروز، نهاد مقدس خانواده را دستخوش دگرگونیهایی کرده است و موجب بروز ساختارهای تازه ای شده است که کارکردهای مختلفی را به وجود آورده اند.
به این ترتیب خانواده که سنگ زیرین بنای جهان ماست، امروز بیشتر از همیشه در معرض فشار و بحران قرار دارد.
گروهی از کارشناسان مسائل اجتماعی در آمریکا در سال ۱۹۹۸، بعد از انجام مطالعات دقیق طی ۹ سال به این نتیجه رسیدند که بحرانهای اجتماعی و روانی در جهان فعلی، موجب تضعیف و نهایتا سقوط خانواده ها شده است
با نگاهی اجمالی به برخی از آسیبهای فراگیر خانواده در جامعه امروز، بهتر و دقیق تر متوجه می شویم که چه اتفاقی رخ داده است. از جمله می توان به مواردی همچون ازدواج های غیر رسمی، طلاق و جدایی، تولد کودکان خارج از مدار زناشویی، افزایش خانواده های تک والدی، زندگی مجرد، همجنس خواهی، اقتصاد و اشتغال اشاره کرد.
به نظر می رسد وقوع چنین مواردی در دنیای کنونی نزدیکی و شباهت بسیار با همان چیزی دارد که فمینیست ها ی گذشته به دنبال آن بودند و فمینیستهای معاصر به پیشبرد این روند، سرعت بخشیدند.
شاید آن روز که فمینیستهای افراطی در کنفرانس زنان برای امضای سند پکن تلاش می کردند، تصور نمیکردند که روزگاری برسد که خواسته ها و شعارهایشان، رنگ و بوی ارزش مداری و تمدن و پیشرفت را به خود گیرد. که این مهم به مدد جلوه ها و ابزارهای جامعه اطلاعاتی، روند سریعتری به خود گرفت و جهان بینی خاص خود را در میان جوامع و فرهنگهای مختلف به شیوه های گوناگون، نشر و گسترش داد.
آنتونی گیدنز، نظریه پرداز معروف و سرشناس انگلیسی می گوید:” الگوهای خانواده بسیار متنوع تر از قبل شده. مردم در حال تجربه کردن اشکال مختلف روابط جنسی هستند و در زمینه خانواده هم همچون زمینه های دیگر باید اجازه دهیم که هزاران گل بشکفد و راههای مختلف تجربه شود. باید با آغوش باز انواع و اقسام جدید خانواده را که برای اولین بار ایجاد می شوند، پذیرا باشیم.”
به این ترتیب پدیده ای تحت عنوان “خانوار” در کنار خانواده قرار می گیرد. خانواده نوین در اشکال امروزی آن خانوار نام دارد. خانوار یعنی شکلی از زندگی با روابط غیر خانوادگی. این هم از دستاوردهایی بود که در سند معروف پکن طرح شد و به تصویب رسید. یعنی مرد از خانواده حذف شد و به این دلیل به جای خانواده، از کلمه خانوار استفاده شد.
طبیعتا در نظام خانواده تعاریف مشخصی وجود دارد که این نهاد را شکل می دهد. این یعنی همان تعریف عرفی خانواده که متشکل از پدر، مادر و فرزندان می باشد که زیر یک سقف و به طور مشترک با یکدیگر زندگی می کنند. اما در خانوار ازدواج منوط به برقراری پیوند با غیر همجنس نیست و هر یک از اعضا در انتخاب محل اقامت خود آزادانه عمل می کنند.
بنابراین بر اساس دستاورد فمینیستها، تعریف خانواده نوین شامل عبارات بالا می شود. یعنی پیوند و ارتباط میان دو یا چند نفر ولو اینکه از جنس موافق باشند. پس لازم نیست حتما دو نفر باشند و از دو جنس باشند.ضمنا ملزم به پذیرش تعهد و مسئولیت نیستند.
ایمانوئل کاستلز از نظریه پردازان معاصر در این رابطه چنین می گوید:” آمارهای سازمان ملل در غرب حاکی از این است که موارد موسوم به خانوارهایی غیر خانوادگی در سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۸ از ۱۵% به ۲۹% افزایش یافته است.
پس خانواده نوین مساوی است با خانوار مورد نظر فمینیست ها. طبیعتا در پی ترویج چنین تفکر و الگوی عمل نوگرایانه، تغییرات زیادی رخ می دهد. مثلا انقلاب عظیم همجنس گرایی بعد از طرح این تفکرات، اتفاق افتاد. پدیده ای که تا سه دهه قبل در جوامع جهانی و خصوصا جهان غربی، پدیده ای منفی و غیر اخلاقی شمرده می شد، و افراد متمایل به این تفکر را افرادی با اختلالات روانی معرفی می کردند، اکنون نه تنها بیمار و مریض شمرده نمی شوند و بلکه حرکتی کاملا طبیعی قلمداد می شود.
برای توجیه این مطلب، مجددا به این ترتیب به اومانیسم رنگ و بوی اصالت بخشیدند و همجنس گرایی هم به عنوان یک گرایش انسانی محترم و طبیعی شمرده شد تا به سرعت ترویج شود و گسترش یابد. چون طبق اساس این نظریه، آنچه اصل است، گرایشات انسانی است. با تکیه بر همین استدلال ساده، پارلمانها هم این مساله را قانونی کردند و موجب ایجاد موج انقلابی عظیم و پرهیاهو در دنیا شدند.
پس آنچه در حال وقوع است عبارتست از انقلابی در سطح جهانی که در راستای از هم گسیختن پیوندهای خانواده، ازدواج و ناهمجنس خواهی و نیاز جنسی است که در کل دنیا در سه دهه اخیر در حال رواج است
پس آنچه در حال وقوع است عبارتست از انقلابی در سطح جهانی که در راستای از هم گسیختن پیوندهای خانواده، ازدواج و ناهمجنس خواهی و نیاز جنسی است که در کل دنیا در سه دهه اخیر در حال رواج است.
برای تکمیل نظریات در این زمینه الگویی ارائه شده که افراد را به ۵ دسته تقسیم بندی کرده است به این ترتیب: ۱-مرد. ۲-زن. ۳-مرد هم جنس باز. ۴-زن هم جنس باز ۵- فرد دو جنسی
مسلما ارائه چنین تقسیم بندیهایی به عنوان الگو می تواند موجب دگرگونی و تغییر در ساختارهای مختلف نظام اجتماعی باشد. ساختارهای مهم و مقدسی همچون نظام دینی را هم شالوده شکنی می کند و چارچوب تازه ای را شکل می دهد. بهتر است به این موارد به سادگی نگاه نکنیم و بدانیم که تمامی این تئوریها برنامه ریزی شده و هدفمند حرکت می کنند و ارائه دهندگان از هر وسیله ای برای ترویج این نظریات بهره میگیرند و با تکرار این مطالب در رسانه ها، تا حد زیادی توفیق یافته اند تا تفکرات خود را طبیعی و عقلانی جلوه دهند.
شاهد مثال این مسئله این است که چندی پیش مدیر اجرایی ماکروسافت به کارکنان این شرکت اعلام کرد که تصمیم گرفته نسبت به موضع خنثی این شرکت در قبال مسائل هم جنس گرایان، پایان دهد و از نفوذ سیاسی بزرگترین سازنده نرم افزار در دنیا، برای حمایت از تصویب حقوق این گروه اقدام کند.
به این ترتیب چندان بعید نیست که چنین گرایشاتی در پس پرده و به طور نامحسوس به مخاطبان در سراسر دنیا منتقل شود. اما آیا باید بنشینیم و نظاره گر چنین مباحث سخیف و بی مایه ای باشیم و یا اینکه با ارائه الگوهای درست و مناسب و شناساسندن آموزه های اصیل اسلام و مسلمانی، لااقل مردم جامعه خویش را آگاه سازیم و با چشمانی باز به دگرگونیهای دنیای اطرافمان بنگریم.
مطالب مشابه:


del.icio.us
Digg
Facebook
Balatarin

بدون نظر
ارسال نظر