هانیه کوچولو جان سپرد

اندازه متن: Decrease font Enlarge font

تهران – خبرگزاری ایسکانیوز : دختربچه ای که شواهد نشان می دهد بر اثر کودک آزاری به کما رفته بود در یکی از بیمارستان های شیراز تسلیم مرگ شد.
به گزارش روز سه شنبه گروه حوادث ایسکانیوز : زن جوانی که پریشان به نظر می رسید هفته گذشته دختر شش ساله اش «هانیه» را نیمه جان به بیمارستان شهید «دستغیب» شیراز برد و تحویل پرستاران داد.سپس کودک بی هوش در بخش «آى.سى.یو» بستری شد و مادرش ادعای عجیبی مطرح کرد : «هانیه بدجوری سرفه می کرد و من به اشتباه شربت متادون را به او دادم که حالش بدتر شد.»
دختر بچه پس از درمان مقدماتی به اصرار مادرش از بیمارستان ترخیص شد اما ۱۶ ساعت بعد دوباره به کما (اغما) رفت و این بار به بیمارستان شهید «نمازی» فرستاده شد.
«هانیه» که مرگ مغزی شده و پزشکان ، هیچ امیدی به زنده ماندنش نداشتند سرانجام پس از ۱۰ روز به خواب ابدی رفت و قلب شیرازی ها شکست.گزارش ایسکانیوز می افزاید ، دستور بازداشت مادر کودک بی پناه به اتهام اقدام به فرزندکشی صادر شده و پرونده در داسرای امور جنایی شیراز تحت رسیدگی است.
پنجم اردیبهشت ۸۸ نیز دختر بچه قزوینی که به دنبال شکنجه های نامادری در اغما بود روی تخت بیمارستان تسلیم مرگ شد.
بدن نیمه جان دختر سه ساله ای به نام «فاطمه» بامداد نهم دی ۱۳۸۷ به بیمارستان «قدس» قزوین فرستاده و وی در بخش مراقبت های ویزه بستری شد.
در آن بین نامادری ۲۶ ساله «فاطمه» به نام «حکیمه» مدعی شد دختر شوهرش به خاطر بازیگوشی از پله ها افتاده است.با این وجود ، شکستگی و همچنین کبودی ناشی از ضربه های شلاق و جای دندان که روی بدن نحیف فاطمه کوچولو مشهود بود از کودک آزاری خبر می داد.بنابراین پزشکان با پلیس تماس گرفتند و بدین ترتیب «حکیمه» دستگیر شد.
تلاش گروه پزشکی برای نجات دختر بچه ادامه یافت که «فاطمه» پس از گذشت نزدیک به چهار ماه جدال با مرگ ، روی تخت بیمارستان جان سپرد و پرونده به شعبه دوم دادسرای عمومی وانقلاب قزوین سپرده شد.قرار است «حکیمه» پس از تکمیل تحقیق محاکمه شود.
حقوقدانان ، قانون حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان را که مربوط به کودک‌آزاری است دارای حسنها و عیب‌هایی می دانند : «ماده پنج همین قانون ، کودک‌آزاری را جرم عمومی تلقی کرده که تعقیب آن نیاز به شکایت خصوصی ندارد.به علاوه براساس ماده چهار ، تمامی افراد و مراکزی که به نحوی مسئولیت نگهداری و سرپرستی کودکان را برعهده دارند مکلف هستند به محض دیدن موارد و یا آثار کودک‌آزاری، مراتب را به مقام‌های قضایی اعلام کنند و ساده انگاری در این تکلیف باعث مسئولیت کیفری خواهد شد.»
همچنین از دیگر نکته ‌های مثبت قانون حمایت از کودکان و نوجوانان ، موجز و مختصر بودن است که در قالب ۹ ماده تنظیم شد.در عین حال عبارتها به نحوی است که بسیاری از مصادیق کودک‌آزاری را در برمی‌گیرد.
کارشناسان ، یکی از عیب‌های قانون حمایت از کودکان و نوجوانان را ابهامی می دانند که درماده ۷ آن وجود دارد : «به موجب این ماده ، اقدام‌های تربیتی از شمول کودک‌آزاری مستثنی است اما تعریف و چارچوبی برای کارهای تربیتی تعیین نشده. همین ابهام اجرای این قانون را با مشکل رو به رو می‌کند و ممکن است مورد سواستفاده قرار گیرد.ایراد دیگری که به قانون مورد نظر وارد است این که مرجع خاصی برای رسیدگی به کودک‌آزاری تعیین نشده است.»
یک وکیل دادگستری و استاد دانشگاه به ایسکانیوز گفت : برای تطبیق قوانین داخلی با کنوانسیون حقوق کودک و پروتوکل «ریاض» و «پکن» باید تغییرات بسیاری را در مقررات داخلی ایجاد کنیم.این تغییرات بعضا به شکل قوانین و بعضا مربوط به مقررات شکلی و ارتباط با قوانین ظاهری دارد.
دکتر «علی نجفی توانا» با اشاره به لزوم اصلاح قوانین مربوط به تنبیه اطفال افزود : از مقررات ماهوی که باید اصلاح شود تنبیه کودکان توسط والدین و حتی الامکان مقررات قتل کودک به دست پدر است که با کنوانسیون حقوق کودک در تعارض است.
یک حققدان دیگر نیز اظهار داشت : قانون حمایت از کودکان و نوجوانان در ماده پنج اعلام داشته، کودک آزاری از جرایم عمومی است و به شاکی خصوصی نیاز ندارد، به ویژه این که در سالیان اخیر چالش‌های فرهنگی و تضاد میان فرهنگ‌ها عامل اساسی در رشد و توسعه همین پدیده شوم شده است.
«سعید نیا» تصریح کرد : با توجه به این که دادستان مدعی العموم است به محض اطلاع از کودک آزاری باید تشکیل پرونده دهد ، از دادگاه مجازات جرم را تقاضا کند و حتی اگر شاکی و مدعی خصوصی هم در میان نباشد، باید در این باره اقدام کند.
وی درباره راه‌های مقابله با کودک آزاری ، خاطر نشان ساخت : باید فرهنگ جامعه تا آنجا ارتقا یابد که مردم متوجه شوند کدام رفتارها ، مصداق کودک آزاری است.جامعه باید پذیرای این مسئله باشد که برخورد با کودکان و نوجوانان کار خلاف شرع و قانون است.در این صورت بخش عمده‌ای از مشکلات حل می شود و آمار کودک‌آزاری کاهش می‌یابد.
این کارشناس ، پیرامون لزوم اعلام کودک آزاری تاکید کرد : در ماده ششم قانون حمایت از کودکان و نوجوانان از تمامی کسانی که سرپرستی آنان را بر عهده دارند خواسته شده مراتب کودک آزاری را بلافاصله برای پیگیری به مقام قضایی اعلام کنند.در غیر این صورت به زندان یا جزای نقدی محکوم خواهند شد که این مسئله درباره والدین کودک نیز صدق می‌کند.اگر پدر یا مادر مرتکب کودک آزاری شوند و به مقام قضایی اطلاع داده نشود هریک از آنان قابل تعقیب کیفری خواهند بود.
«سعید نیا» یادآور شد : حتی اگر پدر هنگام کودک آزاری مرتکب قتل او شود، به دیه و تعزیز محکوم خواهد شد. این تعزیز می‌تواند محکومیت زندان ابد باشد اما در صورت قتل طفل از سوی مادر، برابر مقررات جاری عمل خواهد شد.
وی عنوان کرد : با توجه به این که قتل و کودک آزاری هر دو جنبه عمومی دارند پیگیری این پرونده‌ها نیز از وظایف دادستان است که باید تعقیب را شروع کند و تقاضای مجازات و کیفر داشته باشد.
تحقیق روانشناسان نشان می دهد بیش تر فرزندکشی‌ها به دست پدران و بر اثر محرومیت‌های مختلف صورت می‌گیرد.
دکتر «فربد فدایی» با بیان این مطلب اضافه کرد : کشتن فرزند دلایل مختلفی دارد.گاهی اوقات، فرد مبتلا به یک بیماری شدید روانی است ؛ برای نمونه در افسردگی‌های شدید ممکن است پدر یا مادر ، با این احساس که فرزند آنان هیچ نصیبی جز بدبختی ندارد و آینده تاریکی در انتظار او است دست به جنایت بزنند.
این روانپزشک ادامه داد : در بیماری اسکیزوفرنیا ، ممکن است تحت تاثیر هذیان و توهم ، افکاری درباره ضرورت قتل فرزند به بیمار القا شود و او را به جنایت وا دارد.نوعی دیگر از اختلالات روانی به نام نابسامانی‌های هذیانی تحت تاثیر سوظن قرار دارد و ممکن است مرد با این خیال که فرزند متعلق به خودش نیست و ناشی از رابطه نامشروع است اقدام به قتل کند.
وی تصریح کرد : شمار فرزندکشی بر اثر اختلالات روانی ، در مجموع کم است.خیلی از موارد فرزندکشی ناشی از نوع دیگری از آسیب های روانی است که به اختلال انفجاری دوره‌ای موسوم است ؛ به این معنی که فرد بر اثر عوامل جزیی ، به شدت تحریک پذیر و پرخاشگر ‌شود.برای نمونه گریه ، خنده و یا نافرمانی فرزند ، او را به شدت تحریک پذیر ‌کند.
«فدایی» خاطر نشان ساخت : در موارد دیگر با فردی رو به رو هستیم که این اختلالات روانی را ندارد بلکه تحت تاثیر محرومیت‌های اجتماعی و مشکلات مالی ، در شرایط دشواری قرار می‌گیرد و فرزند خود را به قتل می‌رساند.
این روانپزشک تاکید کرد :‌ مشکلات رفتاری کودک و نبودن حمایت‌های اجتماعی منجر به این شکل از کودک آزاری می‌شود که از انواع دیگر شایع‌تر است.معمولا پدر و مادری که فرزندشان را می کشند خود نیز دوران کودکی تلخی داشته ‌اند.به همین خاطر قبل از هر چیز باید به فکر درمان آسیب‌های جسمی و روانی کودک آزار دیده بود.
این استاد دانشگاه پرسید : آیا ماندن کودک آزار دیده نزد پدر و مادرش صحیح است ؟ در جواب به این سوال باید اظهار داشت پدر و مادر کودک آزار دیده ، خود مشکلات عدیده روانی دارند و بهتر است پس از درمان آنان ، کودک در همان محیط خانوادگی پرورش یابد.در مواردی هم که مشکل شدید و درمان ناپذیر می‌شود بهتر است که کودک در محیط دیگر پرورش یابد.

به اشتراک گذاشتن در :

بدون نظر

ارسال نظر comment