زن و مقتضیات زمان

اندازه متن: Decrease font Enlarge font
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: مسئله زن و نگرش و دیدگاههای محدود کننده نسبت به زنان از دیرباز وجود داشته و دارد که این نگرش ریشه در سنت های پذیرفته نشده و نامقبول گذشته داشته و همین نگاه و نگرش مانع از آن می شود که زنان به نحو شایسته در متن جریانات و فعالیتها حضور یابند .

این نگرش مختص کشور ما نیست بلکه در بیشتر کشورهای جهان چنین نگاهی وجود دارد و باعث شده که دیدگاهی محافظه کارانه نسبت به زنان داشته باشند که این نگرش یکی از موانع عمده ترقی و صعود زنان در فعالیتهای مختلف بحساب می آید .
با توجه به اینکه نیمی از پیکره جامعه را زنان تشکیل می دهند ولی سهم آنان در فعالیتهای مختلف بسیار ناچیز است . بر همین اصل باید جهت نهادینه کردن حضور و مشارکت زنان کاری کرد . همچنین در ادارات نیز دیده می شود که مناصب بالا به زنان اختصاص ندارد . این مسائل و مسائل مختلف دیگر باعث می شود به تبعیض جنسیتی در تصدی مناصب و پستها پی برده شود . البته این تبعیض حالت مشهود و ملموس ندارد ولی برای خود زنان ملموس است .
زن انسان است . این حقیقتی است که ظاهرا پذیرفته شده است . بعضی زنها خود هنوز نپذیرفته اند که موجودی مستقل هستند . آنها فکر می کنند هنوز ضعیفه و ناقص العقلند و وجودشان باید وابسته به مرد باشد . زن ، زن است . انسان است . قبل از اینکه همسر باشد . قبل از اینکه مادر باشد . خواهر باشد و شایسته همه حقوقی است که مردان دارند . زن نیمی از خلقت است و خلقت از او منشاء می گیرد . او زاینده است و می توان گفت نقشی مهم تر از مرد دارد .
زن در تمدن های باستانی صاحب اعتبار و ارزش ویژه ای بود . در دوران پیش از تاریخ ، آنگاه که حصار و حریمی بین زن و مرد وجود نداشت ، زن سمبل زایش ، باروری و عشق بود . از این رو مورد احترام و پرستش بود . زن در دوره های مختلف و در جوامع مختلف ، موقعیت های متفاوتی داشته است . با آمدن و رفتن سلسله ها و دولتهای مختلف ، موقعیت او نیز در تغییر بوده است . در جوامع نخستین زن و مرد هیچ امتیاز و برتری نسبت به یکدیگر نداشتند . کم کم که بشر پیشرفت کرد، اوضاع نیز تغییر کرد . در روند جامعه تفاوت و فاصله بین زن و مرد و فرودستی و فرا دستی پیش آمد . ابتدا هر دو پا به پای هم شکار می کردند و روزگار می گذراندند . با پیدایش کشاورزی و فلز حس مالکیت و تقسیمات طبقاتی بوجود آمد .
نخست بواسطه قدرت و توان جسمی ، مردان از زنان پیشی گرفتند و زنان نیز بدلیل بارداری ، زایمان ، دوره های ماهیانه و نگهداری از فرزندان ، از کارکردن بازماندند یا فعالیتشان کمتر شد . این باعث شد که در اقتصاد خانواده ، مرد نقش زیربنایی را بازی کند و حس مالکیت در مردان قوی شد. مرد رئیس خانواده شد و زن تحت سرپرستی او به امور خانه و تربیت فرزندان پرداخت . بتدریج با بوجود آمدن تقسیمات طبقاتی زن به مثابه کالایی شد که بیشتر داشتنش مایه فخر بود و چند زن گیری رواج یافت .
همچنین با توجه به قدرت باروری در زنان و خرافات موجود کم کم جادوگری رواج یافت که مختص زنان شد . اینکه زن اغواگر می شود و هویت و وجودش با گناه مترادف می گردد ، حاصل زحمات و پیگیریهای قدرت های حاکم وقت بود ! در اعصار مختلف این موقعیت ها تغییر کرد و شدت و ضعف یافت ولی از بین نرفت . آزادی مردان روز به روز بیشتر شد و این آزادی باعث شد زنان هرزه بوجود آیند و این لطمه ، غیر قابل جبران بود . با بروز جنگهای متعدد و کم شدن مردان ، زنان مجبور شدند برای امرار معاش از خانه ها بیرون آیند و کارکنند و حضور و فعالیتشان در جامعه باعث شد از حقوق حقه خود دفاع کنند ، تحصیل کنند و در سرنوشت جامعه سهیم شوند .
در دوران مختلف زنانی حاکم ، فرمانده ، جنگجو ، شاعر ، نویسنده ، دانشمند ، دریاسالار ، وزیر ، وکیل ، مورخ ، فضانورد و … داشته ایم که به آنها افتخار می کنیم . در دوران های بعدی زنان کم کم به صورت کالا در آمدند بطوریکه در هنگام ازدواج نخست باید به خانه خان و کدخدا می رفتند و سپس به خانه شوهر !!! در زمان ساسانیان موقعیت زن به جایی رسید که مرد قبل از اینکه شوهرش باشد مالک او بود و عندالزوم می توانست او را کرایه دهد !!! هرچند در همان دوران ساسانی نیز می توان به زنانی استثنایی اشاره نمود که از موقعیت والایی برخوردار بودند ولی وضعیت کلی زنان در پست ترین مرتبه اجتماعی قرار داشت .
در زمان مشروطیت تا حدودی زنان توانستند منزلت از دست رفته خویش را باز پس گیرند و همدوش مردان به مبارزه برخواستند و نامشان در کنار مردان مبارزشان به ثبت رسید . هرچند پس از امضاء فرمان مشروطه حق انتخاب و رای و حضور در عرصه تصمیم گیری از آنها سلب شد ولی از پا ننشستند و حق فعالیت اجتماعی خویش را بعد از آن گرفتند و انجمن های زنان را تشکیل دادند و شروع به نویسندگی کردند و از دردهای خویش و اجتماع گفتند و در صحنه حاضر شدند و حق تحصیل گرفتند . حقی که تا آن زمان نداشتند و فقط مختص مردان بود . نخستین مدرسه دخترانه در زمان مشروطه با نام مدرسه دوشیزگان شکل گرفت .پس از انقلاب مشروطه ، انقلاب اسلامی نیز باعث شد زن از عرصه خصوصی به عرصه های عمومی راه یابد و در صحنه های مختلف ظاهر شود . با بوجود آمدن جریانات مختلف نقش زنان مورد اعتنا قرار گرفت و بواسطه فرهنگ سازی های عمومی ، تشکل ها و نهادهای دولتی و غیردولتی زنان شکل گرفت .
دین مبین اسلام نیز به برابری زن و مرد سفارش اکید کرده است و انقلاب اسلامی ایران نیز در بالابردن سطح آگاهی و اطلاعات عمومی زنان کشورمان نقش بسزایی داشته و دارد و باعث افزایش و ترقی سطح آگاهی زنان از طریق وسایل ارتباط جمعی شده است . شکی نیست که این امر تحول خوب وقابل قبولی در خصوص افزایش مشارکت آنان در صحنه های مختلف سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی داشته و دارد . متاسفانه گاه زنان با بی اطلاعی از شان و مرتبه شان باعث می شوند تا دیگران به چشم کالا به آنها نگاه کنند . شیوه آرایش و پوشش آنها باعث می شود تا همانند کالایی تزئین شده برای فروش درآیند . درخواست مهریه های بالاو سنگین در هنگام ازدواج باعث شده به جای ارزش گذاری ، برای خود قیمت گذاری نمایند . آیا بهتر آن نیست که به جای تضمین زندگی آینده بوسیله مهریه سنگین همچون مردان از حق طلاق برخوردار شوند ، تا مردان مجبور نباشند بدلیل عدم توانایی در پرداخت مهریه هنگام طلاق ، روانه زندان شوند .
زنان شگفتی آفرین در تاریخ جهان کم نیستند . آنهایی که نام خود را در تاریخ ثبت کردند تا زنان دوره های بعدی بدانند که می توانند تا کجاها پیش روند و محدودیتی در راه پیشرفت و تعالی نیست . در ایران و تمدن باستان زنانی چون :
یوتاب سردار زن ایرانی در زمان داریوش سوم راه را بر اسکندر مقدونی بست .
آتوسا ملکه بیش از ۲۸ کشور آسیایی در زمان داریوش بزرگ بود .
پرین بانوی دانشمند ایرانی دختر کیقباد بود .
زربانوو آذرگشسب سرداران جنگجو ، دختران رستم دستان بودند .
گردآفرید از پهلوانان تاریخ بود که با سهراب زور آزمایی کرد .
گردیه خواهر بهرام چوبینه از سرداران جنگی بود .
آرتیمس نخستین و تنها زن دریاسالار بود .
آزاد چهر پادشاه ایرانی ، مقتدر و حکیم بود .
پوراندخت و آذرمیدخت پادشاهانان عصر ساسانی بودند .
بلقیس ملکه سبا سالها حکومت داری کرد .
سمیرامیس ملکه آشور و بابل بود .
مریت نیت حاک صاحب نام و پر قدرت مصر و بنیانگذار سلسله فراعنه بود .
حضرت خدیجه از بازرگانان و تجار به نام عربستان بود .
رابعه ازشاعران چیره دست عرب بود .
پروین اعتصامی از شاعران معاصر و صاحب دیوان است .
Harriet Beecher نویسنده کتاب کلبه عمو تام بود که باعث بروز جنگهای داخلی و برچیده شدن برده داری در ایالات متحده آمریکا شد .
مادر teresa مقدس شمرده می شد .
ژاندارک فرانسه را نجات داد .
ماری آنتوانت یکی از افراد موثر در انقلاب فرانسه بود .
هریت تابمن از رهبران در جنگهای داخلی آمریکا ، به ملکه راههای زیر زمینی معروف بود .
گرترود بل انگلیسی برای استقلال عراق تلاش کرد و قوانین استقلال را تنظیم نمود با اینکه خود انگلیسی بود .
ژانت رانکین اولین زن نماینده کنگره آمریکا بود .
ایندیرا گاندی اولین نخست وزیر زن هندوستان بود .
و….
دبی فورد در کتاب نیمه تاریک وجود می گوید : ” آزادی یعنی این که انسان بتواند در هر لحظه از زندگی هر چه بخواهد ، باشد ” و در جای دیگر می گوید : ” بیشتر افراد ، استعداد ، خلاقیت ، توانایی و موفقیت خود را فرافکنی می کنند ، باید بدانید که اگر مایل هستید همانند دیگری باشید ، به این دلیل است که این توان را در خود دارید که مانند او باشید “. حال فقط باید تصمیم بگیریم که می خواهیم چگونه باشیم . پس یک تصمیم عاقلانه بگیریم .
در گذر تاریخ اجتماعی جوامع ، حقوق زنان در بسیاری از مواقع مورد تعرض واقع شده و ما شاهد جنبش های اجتماعی زنان برای دستیابی به حقوق حقه خود بوده و هستیم . در طول تاریخ ایران نیز ، شاهد این حرکتها و رشد فرایند های آموزشی و پای نهادن در عرصه های اجتماعی هستیم . هرچند که هنوز فاصله زیادی تا دستیابی به شرایط مطلوب داریم و به نظر می رسد تلاش مسئولین و از همه مهمتر خود زنان امکان دستیابی به شرایط مطلوب و بهینه را فراهم سازد . آنچه که در حال حاضر در جامعه ما وجود دارد گویای رشد چشمگیر حضور زنان در عرصه های اجتماعی است .
امروزه میزان مشارکت و اشتغال یکی از شاخص های نو سازی اقتصاد است و نحوه مشارکت اقشار مختلف در فعالیت های اقتصادی یکی از عوامل توسعه می باشد و مشارکت زنان نیز در این عرصه بوضوح دیده می شود . سهم من و تو زن ایرانی در این عرصه چقدر است . برای پیشرفت و توسعه کشورمان چه کردیم . به خود آئیم . به ذات خود بنگریم . به ارزش وجودیمان پی ببریم . چشمانمان را باز کنیم و ببینیم چه می کنیم . بیایید دوش به دوش مردانمان بکوشیم تا آینده بهتری را از آن خود و فرزندانمان کنیم .
به دختران و پسرانمان بیاموزیم تساوی و برابری را .
به فرزندانمان بیاموزیم به جنسیت افراد ننگرند به شخصیت بنگرند .
به دخترانمان بیاموزیم انسان باشند نه ضعیفه ناقص العقل .
به آنان بیاموزیم گوهر وجودی خویش را محترم شمارند تا آنان نیز به دخترانشان بیاموزند .
مستقل باشیم نه وابسته .
در کنار مردانمان باشیم ، دوش به دوش آنها نه پشت سرشان به پناه .
شایستگی های خود را بیابیم و بدرخشیم چون در، تا به عنوان انسان پذیرفته شویم .
خود را بجوییم تا بیابیم آنچه نایافتنی است .
حقوق خود را بشناسیم و از آن دفاع کنیم که حق گرفتنی است .
ما زنان که سرچشمه جوشان محبتیم گاه آنقدرازمفهوم وجودی خویش فاصله می گیریم که هرچه می گردیم خود را نمی یابیم و به گدایی محبت می رویم و خود را می افکنیم که دستمان بگیرند و گاه آنقدر در عرصه ها کم رنگ می شویم که وجود خود را فراموش می کنیم ، گویی که نیستیم . حال که جوشندگی محبت از ماست نباید نیازمند ترحم دیگران باشیم . ای زنان آزاده ، بیایید خود را دوست بداریم و به خود ببالیم . آزاده باشیم و آزاده زندگی کنیم و گوهر وجودی خویش را به هیچ نفروشیم . همگام با زمان پیش رویم و ترقی کنیم . بزرگ و ارزشمند شویم . به روز باشیم و در جا نزنیم . به گذشته مان با افتخار بنگریم و به آینده مان با امید .
زن و مرد به عنوان دو عنصر خلاق جامعه بشری در کنار یکدیگر و در عرصه تعامل سازنده و همسو با یکدیگر می توانند جامعه ای سالم و توانمند بسازند . هرگونه تبعیض علیه زنان و ندادن حق انتخاب و اجاره رشد و تعالی به آنها به منزله مسدود کردن رشد و شکوفایی بخشی از جامعه انسانی است . بخشی که مسئولیت بزرگ تربیت انسان ها را برعهده دارد و انسان ها می بایست احساس ایمنی و خودپنداری مثبت را در دامان او تجربه کنند .
لذا عدم برابری حقوق زن و مرد و عدم وجود نگاه در خور و شایسته به زنان منجر به سلب اعتماد به نفس آنان می شود ، که این خود عاملی برای حصول جامعه ای با خود باوری پایین و شکل گیری هویت مغشوش و ناموفق است . این امر نگاهی دوباره به نقش زنان و فراهم نمودن زمینه های رشد و تعالی شان را به یکی از اولویت های اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی جامعه تبدیل می کند .
ما در دوران نوینی زندگی می کنیم . زمان رشد فرا رسیده است . به گفته چالرزدوبوا، ” نکته مهم آن است که بتوانید در هر لحظه آنچه را که هستید فدای آنچه که می توانید بشوید ، کنید ” . این تفکر که با کوچک شمردن خود به سایرین احساس امنیت می دهیم ، به هیچ وجه خردمندانه نیست .احساس درماندگی ، ناشی از آن است که بین خود و خدای خود فاصله حس می کنیم . ما باید شکوه و جلال خداوندی را متجلی نماییم . باید بدانیم که انتظار یاری از دیگران در این زمینه بیهوده است . بهبود باید از خود ما نشات بگیرد . هنگامی که از ترسهایمان رها شویم ، شور و شوق و عشق به زندگی را پدید می آوریم . ما از عظمت خود هراس داریم و این ترس باعث می شود محدودیت هایی بر خود اعمال کنیم . برای غلبه بر این ترس باید با آن روبرو شویم و عشق را جایگزین آن کنیم . برای دوست داشتن خود مشتاق باشیم و اجازه دهیم نور خداوند در وجودمان بدرخشد . باید هر روز تمامی کارهای خوبی را که کرده ایم ، در نظر بگیریم و از خود و خدای خود سپاسگزار باشیم . باید به زندگی مان توجه کنیم و پیشرفت های خود را تحسین نماییم . نخستین گام در راه تجلی آرزوهایمان این است که آنها را بدرستی بشناسیم . **نسرین شفیدل زاده نماینده ایسکانیوز در آبادان
منابع و مآخذ :
- زن در گستره اجتماع – دکتر عبدالله جاسبی
- نیمه تاریک وجود – دبی فورد
- زنان شگفتی آفرین جهان – کاترین کرول
- اینترنت



مطالب مشابه:
به اشتراک گذاشتن در :

بدون نظر

ارسال نظر comment