«مروه»؛ نام تمام دختران حجاب

اندازه متن: Decrease font Enlarge font

نمی‌دانم! اما به هر طرف که نگاه می کنم و به هر سو که سر برمی‌گردانم چهره آن طفل معصوم ۳ ساله که شاهد مرگ خونین و جانکاه مادرش بوده، چشم از چشمم برنمی‌دارد و تو گویی از من، از تو، از ما، از مسلمانان عالم و از همه آزادیخواهان، توقعی دارد!

«و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون»

اگر حواسمان بود، می فهمیدیم که حیثیتمان را به بازی گرفته اند، اگر حواسمان بود!

اگر خشم و عذاب وجدان و غیرت سوخته و بغض فروخورده در گلویم اجازه بدهد، می خواهم در سوگ فاجعه جانگداز و جانگاه شهادت بانوی مسلمان «مروه الشربینی» به ذکر مصائب اهل بیت(ع) پیاه ببرم و از خدای بهار بخواهم که به دادمان برسد و به مسلمانان جهان بگویم که «مسلمان! مسلمان! مسلمانی ز سر گیرید…»

نه! قصد تکرار مکررات را ندارم، دیگر همه سنگ‌های بیابان و آب دریاها هم فهمیده‌اند که در مهد دموکراسی و در میان مدعیان معرکه‌گیر آزادی و حقوق شهروندی، این تنها انسان‌های سگ صفت و بی‌هویت و بی‌دینند که بهره ای تام و تمام از آزادی برای ریختن خون مسلمانان و برکشیدن حجاب از موی سر بانوی متدینی همچون «مروه» دارند و الا می توان تصور کرد که در دادگاه – یا بهتر بگویم «بیدادگاه» آلمان – در پیش چشم قاضی و دادستان و ناظران «بیطرف» ، یک وحشی مست عربده کش، به سمت بانوی بی‌دفاع مسلمان حمله کند و او را با «۸» ضربه چاقو از پای درآورد!

نمی‌دانم باید تلاش کنم تا مرهمی برای التیام زخم کاری دلم فراهم آورم یا هر چه فریاد دارم بر سر مجامع مدعی حقوق بشر آوار نمایم یا… یا سکوت کنم و در خلوت خویش، در بارگاه قدس بر مضمون و مبنای دعای مأثورمان، شکوه کنم از «فقد نبینا و قله عددنا و کثره عدونا و…»

نمی‌دانم! اما به هر طرف که نگاه می کنم و به هر سو که سر برمی‌گردانم چهره آن طفل معصوم ۳ ساله که شاهد مرگ خونین و جانکاه مادرش بوده، چشم از چشمم برنمی‌دارد و تو گویی از من، از تو، از ما، از مسلمانان عالم و از همه آزادیخواهان، توقعی دارد!

«توقعی دارم دخترم ؟! ها؟! …»

راستی! بانو «مروه» را با ۱۸ ضربه چاقو به شهادت رساندند!

یادم افتاد، زهرا بی‌بی، مادر من هم تنها ۱۸ بهار، میهمان گندم و کودک و انگور بود!

«قلبم درد می کنه»! روضه ام تمام …

والسلام و التمام

و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

به اشتراک گذاشتن در :

بدون نظر

ارسال نظر comment