باید مثل ندا می مردی…
شعری از علی محمد مودب – شاعرمعاصر :
توضیح: هاجر نویدی دختری روستایی بود که بر اثر بیماری ساده سرماخوردگی و تنها به سبب ناتوانی مالی برای تهیه دارو از دنیا رفت. آنموقع پزشک مصاحبه شونده به روحالله بهرامی، خبرنگار ابرار، گفته بود: مرگ در روستای قلعهرئیسی (از توابع کهکیلویه)، ارزش خبری ندارد! و آنها همین را تیتر کردند.
ما کار خودمان را کردیم
ما دو صفحه روزنامه، از مرگ عجیب تو نوشتیم
و سخنگوی اصلاحات، به خبرنگارمان خندید (۱)
ما خبر مرگت را در روزنامه تیتر یک کردیم (۲)
“مرگ در اثر سرماخوردگی”
اما باید آدمفضاییها
با اسلحههای عجیب تو را هدف میگرفتند
تا ما هم
از دوربین تفنگ آنها
تو را در تلویزیونها و پایگاههای اینترنتی میدیدیم
باید صاعقهای از آسمان میآمد
و در آتشی سبز میسوختی
تا به چشم بیایی
یا دست کم باید زیباتر میبودی
و در حین بازگشت از کلاس موسیقی
با گلولهای مشکوک کشته میشدی
خواهرم هاجر نویدی
روستازاده جوانمرگ به تیر ۱۳۸۱
خواهرانم، برادرانم
درگذشتگان به تاریخ این خاک سرخ
باید مثل خواهرم ندا به خرداد ۱۳۸۸ میمردید
تا به چشم میآمدید!
شاید به احترامتان یک دقیقه سکوت میکردند!
(۱) عبدالله رمضانزاده؛ سخنگوی دولت وقت
(۲) روزنامه ابرار


del.icio.us
Digg
Facebook
Balatarin
بدون نظر
ارسال نظر