خوشفکر، خلاقیت و نوآوری- دنیای تغییر نه تقدیر«برای کشف اقیانوس های جدید باید جرات ترک ساحل را داشت، این دنیا دنیای تغییر است نه تقدیر.» ژان پل سارتر (Jean-Paul Sartre) […]
- دنیای تغییر نه تقدیر
«افسانه نهال و خورشید» نوشته سمیرا اصلانپور نقد شد
سایت خبری خاتون: نشست نقد و بررسی کتاب «افسانه نهال و خورشید» نوشته سمیرا اصلانپور با حضور علیالله سلیمی، احمد شاکری و کامران پارسینژاد دیروز در سرای اهل قلم برگزار شد.
به گزارش فارس، این نشست از سلسله نشستهای «صد داستان، صد نویسنده» بود که بدون حضور نویسنده اثر برگزار شد.
کامران پارسینژاد، دبیر جلسات «صد داستان، صد نویسنده» در مورد سمیرا اصلانپور، خالق اثر چنین گفت: اصلانپور در مهرماه ۱۳۴۳ در خیابان نواب تهران متولد شد و در رشته ریاضی فیزیک دیپلم گرفته و در رشته مهندسی پتروشیمی از دانشگاه پلیتکنیک تهران فارغالتحصیل شد.
وی افزود: اصلانپور فعالیت ادبی و مطبوعاتی خود را از سال ۶۴ آغاز کرد و اولین داستانش در این سال در یک مجموعه مشترک به چاپ رسید.
دبیر جلسات «صد داستان، صد نویسنده» ادامه داد: در سالهای بعد داستانها، نقدهای ادبی و گزارشها در نشریات مختلف به چاپ رسید و طی این مدت مسئولیتهای اجرایی مطبوعاتی نظیر دبیری صفحه ادب و هنر کیهان، دبیر سرویس هنری سوره نوجوان و عضویت در شورای سردبیری ادبیات داستانی و عضویت در هیئت منصفه مطبوعات برای دو دوره را برعهده داشت.
پارسینژاد در مورد آخرین سمت اصلانپور در دولت نهم افزود: آخرین فعالیت این نویسنده در دولت نهم، مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در امور بانوان و عضو شورای فرهنگی اجتماعی زنان بوده است.
شاکری: در نقد ادبی وامدار مکتبها و روشهای غربی هستیم
احمد شاکری، نویسنده و منتقد ضمن صحبت در مورد نقد ادبی، در مورد اثر این نویسنده گفت: یکی از اهداف جلسات “صد داستان، صد نویسنده ” معرفی آثار نویسندگان به مخاطبان و اهالی ادب است.
شاکری با تاکید بر اینکه بین معرفی و نقد تفاوت است، اظهار داشت: به دلیل اینکه این معرفی میخواهد صورت فنی پیدا کند و درصدد آن است که مخاطب عام و خاص را متوجه برخی ویژگیها کند، گروهی تصمیم به چاپ این آثار گرفتند و اقدام به عرضه این کارها شد تا مخاطب و جامعه ادبی نسبت به این کارها توجیه شوند.
وی افزود: این غرض یک غرض جمعی است و نه ادبی، غرضی که متوجه کار یک مجموعه در چارچوب برخی از آثار قرار گرفته و یک همسویی با این جلسات پیدا کرده است؛ زیرا شیوهای متناسب و تدوین شده در معرفی نداریم؛ بلکه نقد هم به صورت خاص اهداف مشخصی را در ادبیات دنبال میکند و هنوز نتوانسته الگوی بسامانی برای خود طراحی کند.
وی ادامه داد: ما معمولا در نقد ادبی وامدار مکتبها و روشهای غربی هستیم؛ چه در بحث ساختاری و سنتی و پیگیری عناصر و چه در فهم عناصر داستان و چه در بحثهای جدیدتر در زبانشناسی و نقدهای هرمونوتیک از غرب پیروی میکنیم.
وی گفت: چون ما در نقد صاحب روش نیستیم، در معرفی هم علیالقاعده صاحب روش نیستیم؛ شاید بهتر میبود اگر غرض ما معرفی اثر است، این معرفی را با جنبههای حسیتر و قابل فهمتری برای مخاطب انجام دهیم.
شاکری بیان کرد: اگر از خود بپرسیم چرا مخاطب اثری را مطالعه میکند؟ چه چیزی باعث میشود فیلمی را ببیند؟ به مواردی میرسیم که کمتر از این عوامل جنبهها و مبانی انتقادی دارند و شیوههای کاملا ساده و در دسترسی برای یک معرفی یک کتاب در آنها دیده میشود.
برگزیده جایزه ادبی شهید حبیب غنیپور ادامه داد: معتقدم نقد هم در مرحلهای به معرفی اثر میپردازد بنابراین گمان میکنم بیراه نرفته باشیم که اگر از برخی دیدگاههای انتقادی هم نسبت به اثر صحبت کنیم.
این نویسنده تصریح کرد: آن چیزی که حاصل نقد است این است که نقد در درجه اول به کشف برتر اثر در نزد مخاطب کمک میکند.
شاکر ادامه داد: این کشف هم به معنای دیدن محاسن است و هم به معنای رسیدن به یک درک نو و هم به معنای دادن روشها و نشان دادن نشانیهای یک اثر که چطور باید از آن لذت برد.
این منتقد افزود: یکی از روشهای نقد آن است که به مخاطب نحوه لذت بیشتر و روشهای آن را نشان دهد.
وی با اشاره به این نویسنده و اثر “اصلانپور ” گفت: اصلانپور را با مجموعهای از آثار وی میشناسیم البته این نویسنده خالق چند زندگی نامه داستانی خلق کرده است و در مجموع ۱۷ کتاب هم از این نویسنده منتشر شده است.
برگزیده بخش رمان بزرگسال به خاطر کتاب “انجمن مخفی ” در هشتمین دوره جایزه ادبی شهید حبیب غنیپور تاکید کرد: آنچه در این کتاب آمده کارنامه این نویسنده در طی ۲۰ سال و دو دهه فعالیت وی است.
این منتقد ادامه داد: در مجموع اگر نسبت به این کارنامه نویسنده بخواهیم به بررسی بپردازیم با توجه به اینکه بر اساس اطلاعاتی که داریم به ترتیب ایام و سالیان نگارش منظم شدهاند ولی چون تاریخ دقیقی نداشته و آن غرضی که سبب شده نویسنده مجموعهای از کارها را ارایه دهد بیان و نمایشی از کارنامهاش در طول این دو دهه بوده است.
این نویسنده در ادامه با اشاره به چند داستان از این مجموعه اضافه کرد: «افسانه نهال و خورشید» که عنوان این مجموعه از آن انتخاب شده به لحاظ ساختاری و مضمونی میتواند شاهد مثال در نقد این اثر باشد.
شاکری در مورد مبحث مضمون افزود: این مبحث جدیدی نیست بلکه بحثی است که در فراخور نوشتن و ورود به نقد بارها به آن برخوردهایم، رویکردهای مشخصی نیز در نقد مضمون وجود دارد.
وی تصریح کرد: با توجه به داستانهایی که در این مجموعه وجود دارد و وجه مضمونی که بارز و روشن است، سوالی پدید میاید و آنکه، مضمون به چه صورت در یک داستان ظهور و بروز دارد؟
شاکری در مورد مضمون اضافه کرد: دورههایی از ادبیات ما چه در موضوع دفاع مقدس یا موضوعات دیگر دقیقا با این معیار و شاخص قابل تقسیم بندی است.
وی افزود: چنانچه در موضوع دفاع مقدس وقتی دورههایی را تقسیمبندی میکنند دورهای به صورت خاص را به زمان جنگ اختصاص میدهند به دورهای که مضامین در آنها تعلیم گرایانه و به شکل آشکار بیان میشود.
نویسنده کتاب “باران نیمروز ” افزود: خود این اصطلاح و مفهوم ملاکی برای تقسیمبندی و دوره بندی ادبیات است که چه وقت ادبیات مضمون خود را آشکار میکند و چه وقت پنهان میسازد.
خالق اثر “سرزمین پدری “تصریح کرد: سوال آنکه اگر ادبیات در پی تعالی و رشد باشد باید از کدامیک این گزینه استفاده جوید؟ پنهان و یا آشکار کردن مضمون و یا راهحل سومی که بینابین این دو باشد.
وی با اشاره به کتاب «افسانه نهال و خورشید» گفت: آنچه در این اثر دیده میشود جنبه آشکارسازی مضمون است.
وی با اشاره به نویسنده گفت: نویسنده با توجه به زاویه دیدی که انتخاب کرده داستان این موضوع را که به شکل آشکار بیان شود را بر میتابد. زاویه دید اول شخص است و اول شخص به عنوان شخص حقیقی در داستان میتواند متصل به خصایص و ویژگیهای روحی و علمی شود.
نویسنده کتاب “نفس ” بیان کرد: در داستان «هفت دوزخ» تامل و تفکر راوی در مورد مفهوم «هفت» است. در ابتدای داستان سعی میکند موضوعاتی را که عدد هفت به آنها ورود پیدا کرده بشمارد.
وی اشاره کرد: عدد هفت قرار است ما را برساند به مقوله شرکتهایی که به صورت کنسرسیوم است یعنی هفت شرکت نفتی که قرار است نفت ایران را به تاراج ببرند.
شاکری افزود: این هفت در نهایت به هفت شومی میرسد که به صورت مستقیم نویسنده به بیان آن پرداخته و نام شرکتها را آشکار میکند.
این منتقد به داستان “هنوز هم میبینمش ” اشاره کرد و گفت: این داستان مستقیما و مستقلا در مورد شهید رجایی نوشته شده چرا که راوی به دوران کودکی خویش بازگشته است.
نویسنده رمان “عریان در برابر باد ” اضافه کرد: ما در بحث مضمون در داستان چطور میتوانیم مضمون را به نحوی مطرح کنیم که نه جنبه تعلیم گرایانه داشته باشد و نه در برهههایی از داستاننویسی خود آنقدر این مفهوم و معنا مخفی شود که حتی بشود آن را انکار کرد.
شاکری گفت: از یک طرف اساسا ابلاغ یک مفهوم بدون ساختار داستانی است و از طرفی انکار یک مفهوم و امکان برای تردید قایل شدن برای یک مفهوم است.
شاکری افزود: سوال اینکه آیا داستان در صدد انتقال مضمون و درونمایه خود است و یا قرار است این مضمون را در مخاطبش ایجاد کند و تفاوت در ایجاد و انتقال مفهوم و درونمایه چیست؟
این منتقد در این راستا ادامه داد: نکتهای که در این تقسیمبندی وجود دارد نکتهای آموزشی است و آن اینکه در کتاب «داستان سبک و اصول فیلم نامهنویسی» رابرت مک کین آمده است.
وی با اشاره به اثر “مک کین ” گفت: در فصل ششم این کتاب با عنوان «ساختار و معنا» مواردی در مورد قصه داستان آمده است، چراکه تاکنون در مورد قصه داستان چنان اندیشیده میشد که میبایست مشکلی مطرح شود و سپس این مشکل گشوده شود.
شاکری افزود: اگر این موضوع را با داستان «هفت» تطبیق کنیم اساسا سوال و مسئلهای مطرح نیست و داستان در حد قصه و بنیان نهادن قصه هم کامل نیست چون اساسا شخصیت، مسئله خاصی ندارد.
این نویسنده تصریح کرد: شخصیت در این داستان در پی چند مفهوم و تطبیق آنها است و سوال آن است که اگر داستان قرار باشد نتیجه کنش و حرکت شخصیت باشد این کنش کجا باید اتفاق بیفتد؟
نویسنده رمان “عریان در برابر باد ” ادامه داد: کسی که یک اندیشه علمی داشته و به دنبال مجهولی به لحاظ علمی می گردد باید در صدد حرکت بین دو مفهوم باشد ولی به فکر فردی او داستان اطلاق نمیشود چرا که حرکت بین هر آغاز و انجامی داستان نیست.
وی در همین راستا ادامه داد: حرکتی که از کنش و قبل یک شخصیت آغاز شود حرکت داستانی است.
شاکری ادامه داد: مک کین معتقد است، آغاز و انجام داستان را گرهافکنی و گرهگشایی شکل نمیدهد بلکه میگوید آغاز داستان ایده اولیه و انجامش ایده ناظر است.
وی در مورد ایده ناظر افزود: ایده ناظر نام دیگر مضمون است یعنی میگوید پایان داستان زمانی است که مضمون شکل گیرد چه این مضمون همراه گرهگشایی باشد و چه همراه نباشد.
شاکری در مورد اینکه ادبیات ما تقسیمبندی شده گفت: ما با آشکار و پنهان شدن مضمون در داستان میتوانیم به یک تقسیمبندی رسیده و دورههایی را در نظر بگیریم.
وی افزود: مک کین معتقد است که همیشه گمان میکنیم غافلگیری در داستان به معنای ندانستن چگونگی گرهگشایی است.
نویسنده کتاب “سرزمین پدری ” اضافه کرد: همیشه گمان میرود غافلگیری تنها در کنش پایانی است در صورتیکه غافلگیری در این ناظر و مضمون هم است.
شاکری با اشاره به تقسیمبندی مک کین اضافه کرد: وی با این تقسیمبندی که میتواند برای داستان و فیلمنامهنویس و منتقد مفید باشد بیان میکند که داستان همیشه بر پایه دو ایده دنبال میشود.
شاکری در ادامه با اشاره به این دو ایده تاکید کرد: داستان همیشه بر پایه ایده و ضد ایده دنبال میشود و علت اینکه داستانها اغلب شعاری میشوند آنکه ما نمیتوانیم این دو ایده را در کنار هم تصور کنیم.
سلیمی: ” افسانه نهال و خورشید ” کارنامه دو دهه نویسندگی اصلان پور است
در ادامه علی الله سلیمی در مورد اثر اصلانپور گفت: ویژگی که از یک مجموعه داستان انتظار میرود اینجا رعایت نشده چرا که در مجموعه داستان، داستانها بر حسب ویژگیهایی در کنار هم قرار میگیرند.
سلیمی افزود: شاید ویژگی اصلی مجموعه گوناگونی انواع داستانها و طبقهبندیهای مختلفی باشد شکلهای مختلف داستاننویسی و یا رویکردهای مختلفی که نویسنده به داستاننویسی داشت و در این کتاب جمعآوری شده است در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
این منتقد افزود: اگر بشود عنوان شایستهتری را برای این کتاب انتخاب کنیم میتوان آن را به عنوان کار نامه این نویسنده در طول دو دهه باشد.
سلیمی در مورد این نامگذاری گفت: دلیل آنکه این کتاب تقریبا گزیدهای را از کارهای یک نویسنده در طول دو دهه را شامل میشود و اگر ما بخواهیم قضاوتی را در کارهای یک نویسنده کنیم آن هم با این شکل و شمایل، طبعا نمیتوانیم روی برخی از داستانها تمرکز کنیم.
این منتقد اضافه کرد: این مجموعه در طبقهبندی فعلی چندین نوع یا شیوه داستاننویسی را شامل میشود چرا که نویسنده بیان کرده که این مجموعه و کتاب حاصل ۲۰ سال داستاننویسی وی است.
سلیمی گفت: نویسنده سعی نکرده داستانها را بر حسب علایق و یا شاخص بودن، کنار یکدیگر آورد بلکه اصلانپور داستانها را بر اساس تاریخ آورده است.
وی افزود: ابتداییترین داستان این مجموعه معروفترین اثر اصلانپور با عنوان «تطهیر زمین» است که معمولا در نشریات منتشر شده است.
وی با اشاره به داستان «تطهیر زمین» ادامه داد: این داستان نمایندهای از کارهای اصلانپور در دهه اول نویسندگی وی را نشان میدهد.
سلیمی اضافه کرد: «تطهیر زمین» یک دورهای از تفکرات نویسنده را بازتاب میدهد و آن هم نفی فعالیتهای تشکیلاتی است.
سلیمی در این راستا تاکید کرد: نویسنده در این داستان فعالیتهای تشکیلاتی چپ را محکوم میکند از زندانها گرفته یا آدمهایی که به نوعی در زندگی تشکیلاتی بودهاند یعنی مخاطب احساس میکند در دوره اول نویسندگی اصلانپور وظیفه نویسنده آن است در قالبی به نام داستان این تفکر را محکوم کند و از هر زاویهای که به دید خود صحیح است این جریان را محکوم میکند.
این منتقد بیان کرد: در داستانهای دیگر این مجموعه هم افرادی دیده میشوند که از جریان چپ مبارزاتی بریده و در مذمت این تشکیلات در حال سخن گفتن هستند.
نویسنده اثر “باران جنوب ” ادامه داد: نویسنده رسالتی را احساس میکند و آن اینکه پشت پرده جریانات چپ دهه ۶۰ ایران را محکوم کند. یکی از شاخصترین داستانها در این زمینه داستان «اتوبوس» است.
سلیمی با اشاره به این داستان افزود: این داستان از جمله داستانهایی است که نویسنده در نفی تشکیلات مبارزاتی نوشته است.
نویسنده کتاب «زنی شبیه حوا» بیان کرد: در این سری از داستانها با شخصیتهایی مواجه هستیم که همه یا به نوعی از تشکیلات چپ بریده و یا به نوعی از این تشکیلات صدمه دیدهاند و نویسنده رسالت خود میداند که آنها را نوشته و به خواننده ارایه دهد.
این منتقد گفت: این داستانها مضمون محور هستند و نویسنده مقالهای را در مذمت یک اندیشه چپ را در قالب داستان مینویسد و اگر مخاطب عقایدی جدای از نویسنده داشته باشد نمیتواند با این داستانها ارتباط برقرار کند.
سلیمی در مورد بخش دوم سالهای نگارش این نویسنده گفت: این دوره شامل بخشی از داستانهایی هستند که شامل احساسات دخترانه و زنانه منتسب دانست که معمولا به شکل واگویههای شخصیتهایی است که عواطف و احساسات خود را در مواجهه با رویدادهای بیرونی بروز میدهند.
خالق اثر«زنی شبیه حوا» گفت: نویسنده سعی داشته تا احساسات خود را در داستان بروز دهد که داستان «وقتی ماهیها آزادشدند» نمونه خوبی از این داستانها است.
وی در ادامه به داستانهای دیگر این مجموعه اشاره کرد و گفت: داستانهای دیگری که در این مجموعه بیان شده به عنوان داستانهای یادبودی یا مناسبتی است که در این مجموعه نمونههایی دیده میشود.
سلیمی به داستان «طلوع شامگاهی» اشاره کرد و گفت: داستان طلوع شامگاهی از آن جمله است که در مورد «سلیمان خاطر» یکی از مبارزان مصری نوشته شده، که نویسنده به سلیمان ادای دین کرده و دیدگاههای خود را در مورد این شخصیت در قالب یک داستان ارایه میدهد.
سلیمی اضافه کرد: در بخش اول؛ داستانها در نفی تشکیلات جبهه چپ و محصول اول دوره ابتدایی نویسنده محسوب میشود و در ادامه داستانهایی با احساسات زنانه که در ان اندیشههای خاصی بیان نمیشود و گروه سوم داستانهای یادبودی هستند.
این نویسنده و منتقد ادبیات داستانی ادامه داد: در ادامه این مجموعه داستانهای اجتماعی دیده میشود همانند داستان ” آدم مدل ۴۷ “داستانی که در نقد رفتارهای اجتماعی نوشته شده است.
وی به بخش پایانی داستانهای اصلانپور اشاره کرد و گفت: بخش پایانی داستانهای این نویسنده بخشی است که به زندگینامههای داستانی پرداخته است.
پدید آورنده اثر «زنی شبیه حوا» افزود: اگر بخواهیم مراحل مختلف زندگی یک نویسنده را بر حسب داستانهای گردآوری شده در این کتاب طبقهبندی کنیم باید گفت مرحله پایانی نویسندگی این نویسنده به نوشتن زندگی انسانهای مشهور و مفاخر ختم میشود.
سلیمی اضافه کرد: اگر بخواهیم سالهای پایانی اصلانپور را بررسی کنیم رویکرد اصلی روی زندگینامههای داستانی است مسئلهای که در سالهای اخیر فراوان به چشم میخورد و باید اذعان کرد که نظر بخش اعظمی از نویسندگان را به خود جلب کرده است.
مطالب مشابه:


del.icio.us
Digg
Facebook
Balatarin

بدون نظر
ارسال نظر