زنان آسیب دیده قربانیانی که نیاز به حمایت دارند

اندازه متن: Decrease font Enlarge font

زنان آسیب‌دیده قربانیانی هستند که دیگران را نیز قربانی می‌کنند اما برخی معتقدند که نگاه مجرمانه به قربانیان آسیب‌های اجتماعی و برخوردهای قهرآمیز با این افراد نه تنها تأثیری در کاهش تعارضات ندارد بلکه ثبات و امنیت اجتماعی را دستخوش ناهنجاری می‌کند.

به گزارش خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا»، امروزه جوامع گسترده به دلیل پیچیدگی‌های خاصی که در آنها وجود دارد، با مشکلات و مسائل فراوانی در زمینه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی روبرو هستند و همراه با پیشرفت با انواع آسیب‌های اجتماعی مواجه می‌شوند که از مهمترین این مشکلات آسیب‌های اجتماعی است که همواره در کمین زنان است، از آنجایی که زنان نقش مهمی در جامعه ایفا می‌کنند در صورت بروز آسیب در آنها به کل جامعه نیز آسیب وارد می‌شود.
برخورد‌های نامناسب بین اعضای خانواده، عدم تبیین نقش و جایگاه واقعی زنان در خانواده، فشارهای همسر به زن، ناهماهنگی‌های فردی، عدم تعادل و اعتیاد همسر از جمله عواملی هستند که زن را مجبور به ترک خانه می‌کند و آنها را در معرض آسیب‌های فراوانی قرار می‌دهد.

* فقر مالی، ازدواج اجباری و اختلاف خانوادگی از عوامل فرار دختران

طبق نتایج یک پژوهش که توسط مریم فتحی روی ۵۰ دختر فراری یکی از خوابگاه‌های نگهداری این دختران در شهر تهران انجام شده است، دخترانی که در خانواده‌های پرجمعیت زندگی می‌کنند به دلیل فقر مالی و اقتصادی و عدم پاسخگویی والدین به نیازهایشان بیشتر از خانه متواری می‌شوند، همچنین این دختران علل اصلی فرارشان از منزل را در مرتبه اول محدودیت بیش از حد والدین، آزار و اذیت، ازدواج اجباری، اختلاف خانوادگی، فقر مالی، ممانعت از ادامه تحصیل و اعتیاد پدر و یا مادر عنوان کرده‌اند.
سمیه میری، کارمند اداره ثبت‌احوال می‌گوید: اگر زنی قادر به تأمین معاش خود یا خانواده تحت سرپرستی خویش از راه مشروع و قانونی نباشد، موجب می‌شود که این فرد به سمت کارهای نامشروع و غیرقانونی کشیده شود.
این کارمند اداره ثبت‌احوال بیان می‌کند: زنی که به علت از دست دادن همسر یا طلاق نیاز به کار دارد و از هیچ‌گونه تحصیلات یا تخصص نیز برخوردار نیست در تأمین معاش خود با مشکل روبه رو می‌شود.
میری اضافه می‌کند: سازمان‌های مسئول باید زمینه‌های شغلی مناسب را از طریق آموختن حرفه به این زنان فراهم سازند تا زنان بی‌سرپرست یا بد‌سرپرست به سمت آسیب‌های اجتماعی کشیده نشوند.

* مشکلاتم را با توکل به خدا پشت‌سر گذاشتم

معصومه حقیقی، زن سرپرست خانواده بیان می‌کند: حدود ۱۲ سال پیش همسرم در تصادفی کشته شد و بنده همراه با ۲ فرزندم در حالی که وضعیت مالی مناسبی نداشتیم بدون سرپرست به زندگی خود ادامه دادیم.
وی ادامه می‌دهد: به پیشنهاد خواهرم در دوره‌های خیاطی ثبت‌نام کردم و پس از گذشت چند ماه این حرفه را آموختم و از این طریق خرج زندگی‌ام را تأمین می‌کنم.
این زن سرپرست خانواده می‌افزاید: هیچ گاه از کسی در خانواده در خواست پول برای گذران زندگی خود نکردم، شب تا صبح بیدار می‌مانم تا سفارش‌های مردم را به موقع آماده کنم و با در آمدی که از خیاطی به دست می‌آورم زندگی خود و فرزندانم را اداره می‌کنم.
وی بیان می‌کند: با توکل به خدای متعال و ایمان به اینکه خداوند روزی انسان‌ها را از قبل تعیین کرده و آنها را هیچ‌گاه فراموش نمی‌کند توانستم زندگی خود را بدون سرپرست با حفظ آبرو اداره کنم.

* اعتیاد پدرم زندگی مرا به تباهی کشاند

یک زن آسیب دیده در خصوص مشکلات خود می‌گوید: از زمانی که چشم باز کردم، پدرم معتاد و هر روز به خاطر فشارهای اعتیادش، مادرم را کتک می‌زد.
وی ادامه می‌دهد: همیشه صحنه‌های ناهنجار خانواده را مشاهده می‌کردم و از اینکه چنین پدری داشتم حسرت دختر‌های دیگر را می‌خوردم.
این زن آسیب دیده می‌افزاید: چاره‌ای جز فرار از این وضعیت را نداشتم هر روز پدرم برای جا به جا کردن مواد مخدر مرا به آدرسی می‌‌فرستاد و من نمی‌دانستم محتوای بسته‌ها مواد مخدر است.
وی بیان می‌کند: پدرم مرا به زور به مرد ۳۳ ساله‌ای داد، با اینکه ۲۰ سال بیشتر نداشتم ولی برای فرار از آن وضعیت چاره‌ای جز ازدواج و قبول فردی که ۱۳ سال از خودم بزرگتر بود، نداشتم.
این زن آسیب دیده ادامه می‌دهد: بعد از گذشت چند ماه از ازدواجمان متوجه اعتیاد همسرم شدم و هرگاه اعتراض می‌کردم مرا به باد کتک می‌گرفت و خانه ما مکان مصرف مواد توسط شوهرم با دوستانش شده بود.
وی می‌افزاید: پس از تولد فرزندم، چاره‌ای جز تحمل آن زندگی را نداشتم، هر چه می‌گذشت، مشکلاتم بیشتر می‌شد.
این زن آسیب دیده تصریح می‌کند: همسرم به دلیل حمل مواد مخدر دستگیر شد و در حال حاضر در زندان است و من از این فرصت استفاده کرده و تقاضای طلاق دادم.
وی ادامه می‌دهد: پس از گذشت چند سال و تحمل مشکلات فراوان با کمک یکی از دوستانم در بوفه یک مدرسه مشغول به کار شدم تا بتوانم زندگی خود و دختر کوچکم را اداره کنم.
این زن آسیب دیده می‌گوید: ریشه تمام مشکلات و بدبختی‌های بنده در خانواده بود، اگر پدری سالم و به دور از اعتیاد داشتم، در حال حاضر وضعیت بهتری داشتم.

* تهاجم فرهنگی موجب بروز بحران هویت در زنان می‌شود

امر‌الله امانی، یک جامعه شناس می‌گوید: جامعه‌پذیری و کنترل اجتماعی خانواده‌ها از مهم‌ترین آسیب‌های اجتماعی است که زنان را تهدید می‌کند و تهاجم فرهنگی به منظور ایجاد بحران هویتی در این دسته از افراد انجام می‌شود.
وی می‌افزاید: سیستم اجتماعی شدن زنان در جامعه سیستمی است که از ابتدا موضوع اختلاف جنسیت در آن مطرح است، همچنین روش‌های خانواده‌ها در خصوص کنترل اجتماعی گاهی بسیار شدید و گاهی بسیار آسان است که هر دو روش برای جامعه مضر است.
این جامعه‌شناس با بیان این موضوع که بیشترین قربانیان تهاجم فرهنگی دختران جوانی هستند که در بستر شناخت هویتی قرار دارند، بیان می‌کند: مهم‌ترین آسیب تهاجم فرهنگی بروز بحران هویتی است، دختران جوان در این مرحله وضعیت خود و هنجار‌های جامعه را با هنجار‌های جوامع دیگر مقایسه می‌کنند و آسیب‌ها و مشکلاتشان را به حساب سیستم می‌گذارند.
این جامعه‌شناس ادامه می‌دهد: دین گریزی و بالا رفتن سن ازدواج در جوانان به خصوص دختران آسیب‌هایی از جمله برخورد‌های نامناسب با نامحرم و عدم رفع صحیح نیاز‌های بیولوژیکی و معاشرت با دوستان منحرف را به همراه دارد.
امانی تصریح می‌کند: باید بستر و ساختار اجتماعی مناسبی برای انواع فعالیت‌ها ایجاد کرد، فضایی انعطاف‌‌پذیر و بستری مناسب تا جوانان جذب فرهنگ جامعه شوند.

* لزوم هماهنگی میان دستگاه‌های آموزشی و تبلیغی در جلوگیری از بروز آسیب‌ها

مینو اصلانی، مسئول بسیج خواهران کشور‌ با تأکید بر اینکه آسیب‌های اجتماعی در زنان جلوه بیشتری دارد، می‌گوید: هماهنگی میان دستگاه‌های آموزشی و تبلیغی در جلوگیری از بروز آسیب‌های اجتماعی در زنان مؤثر است.
وی با بیان اینکه زنان محور خانواده هستند، می‌افزاید: بنیاد آسیب‌های اجتماعی و بیشتر مشکلات زنان از فشارهایی است که از سوی خانواده به آنها تحمیل می‌شود و همین امر علت بروز آسیب‌هایی همچون فرار زنان از خانه است.
اصلانی با تأکید بر اینکه جوانان علاقه‌مند به ازدواج هستند، بیان می‌کند: تشکیل خانواده نیازی فطری است‌ و این در حالی است که بالا رفتن سن ازدواج مشکلاتی مانند ترویج فرهنگ بی‌بند و باری و مشکلات روحی و روانی را برای دختران و پسران به وجود می‌آورد.
مسئول بسیج خواهران کشور تهاجم فرهنگی و بحران هویتی را از دیگر آسیب‌ها خواند که در کمین جوانان است و ادامه می‌دهد: ما دارای فرهنگ غنی هستیم که برای دشمنان قابل قبول نیست؛ به همین خاطر آنها سعی دارند از طریق گسترش فرهنگ بی‌بند و باری و هویت‌زدایی به فرهنگ غنی ملی و دینی ما آسیب وارد کنند.
وی می‌افزاید: با اطلاع‌رسانی صحیح، ایجاد خودباوری، افزایش هویت معنوی و دینی و تشکیل کارگاه‌های دین‌شناسی در مقاطع مختلف تحصیلی می‌توان از بروز چنین آسیب‌های در جوانان به خصوص زنان جلوگیری کرد.
اصلانی در ادامه می‌گوید: از طریق تشکیل کارگاه‌های مهارت‌های زندگی در سطح وسیع و ایجاد برنامه‌های همه جانبه و هماهنگی میان دستگاه‌های آموزشی و تبلیغی می‌توان از بروز آسیب‌ها جلوگیری کرد.

* ناهنجاری‌های اجتماعی زنان را به سمت مواد مخدر می‌کشاند

نبود سامانه‌های اجتماعی حامی زنان و دختران آسیب‌پذیر، رواج مصرف گرایی، نمایش‌های تلویزیونی یا فیلم‌های سینمایی که مروج ابتذال و زیر پا گذاشتن ارزش‌های خانوادگی است از جمله عواملی هستند که زنان را به سمت آسیب‌های اجتماعی می‌کشانند.
تعدادی از زنان به‌علت فقر و به‌ویژه محرومیت، نداشتن مراقبت‌های خانوادگی، نداشتن سرپرست،‌ فروریختن ارزش‌های اخلاقی و از همه مهمتر ناهنجاری‌های اجتماعی به سمت مواد مخدر کشیده می‌شوند.
طیبه صفایی، عضو کمیسیون آموزش و پرورش مجلس با تأکید بر اینکه آسیب‌های زیادی وجود دارد که زندگی اجتماعی زنان را تهدید می‌کند، می‌گوید:‌ آسیب هویتی زنان یکی از مهم‌ترین آسیب‌های اجتماعی است که از طریق شبیخون فرهنگی، زنان را در سطح اجتماع تهدید می‌کند.
وی می‌افزاید: زنان باید از تمامی ظرفیت‌ها و توانایی‌هایشان برای رشد و تعالی خود استفاده کنند، همچنین لازم است سیستم‌های آموزشی، تعلیم و تربیت زن را آن‌گونه که از دیدگاه اسلامی مطرح است، معرفی کند.
این نماینده مجلس ادامه می‌دهد: بیکاری، اختلاف با همسر، اعتیاد، طلاق و فوت همسر از جمله مواردی است که در زندگی زنان، اختلال به وجود می‌آورد.
صفایی یکی از آسیب‌های اجتماعی زنان بی‌سرپرست یا بدسرپرست را نبود شغل متناسب با وضعیت آنها دانست و بیان می‌کند: باید مشاغل خانگی جدیدی را متناسب با وضعیت زنان سرپرست خانوار ایجاد کرد تا آنها با حضورشان در جامعه، سرپرستی خانواده را از دست ندهند و آسیب اجتماعی روحی و روانی به فرزندانشان وارد نشود.
وی تأکید می‌کند: با اطلاع‌رسانی صحیح، ایجاد خودباوری، افزایش هویت معنوی و دینی و گسترش فرهنگ حجاب می‌توان زنان را از این آسیب‌ها دور کرد، در این راستا بحث ساماندهی مد و لباس، امنیت اجتماعی و شیوهای صحیح مقابله با تهاجم فرهنگی از وظایف عمده مسئولان است.
این نماینده مجلس در خصوص مسئله فرار زنان متأهل از خانه می‌گوید: زنان ما خانواده را امن‌ترین محل برای خود می‌دانند، بر این اساس اگر زمینه تفاهم بین زن و مرد فراهم شود هیچ جایی گرم‌تر از کانون خانواده برای زن وجود ندارد.
وی با بیان اینکه زنان نباید تحت هیچ شرایطی از خانه فرار کنند، می‌گوید: اصولاً فردی که مرتکب خطایی می‌شود باید محل را ترک کند‌ نه اینکه کسی که ظلمی به او وارد شده، بدون ایستادگی اقدام به فرار کند.
صفایی تصریح می‌کند: پایین بودن سطح ‌خودباوری در زنان از لحاظ فرهنگی و اجتماعی و نیز سنت‌ها و آداب و رسومی که به ناحق به سنت‌های اصیل ما وصله شده ‌است، زن را در نقش یک موجود ضعیف جلوه می‌دهد.
این نماینده مجلس بیان می‌کند: اسلام چنان جایگاهی به زنان داده است که در جهان نمونه آن را پیدا نمی‌کنیم.

* دولت باید زمینه‌های ایجاد آسیب‌های اجتماعی زنان را از بین ببرد

هاجر تحریری نیک‌صفت، رئیس پژوهشگاه آموزش و پرورش شهر تهران در خصوص پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی زنان می‌گوید: یکی از وظایف دولت برنامه‌ریزی در جهت رفع زمینه‌های آسیب‌زا در زنان است.
وی می‌افزاید: زن به خاطر ویژگی‌هایش در معرض آسیب‌های مختلفی قرار دارد اما می‌تواند توانمندی‌های لازم برای جلوگیری از آسیب‌ها را در خود ایجاد کند.
سرپرست پژوهشگاه مطالعات وزارت آموزش و پرورش یکی از زمینه‌های آسیب در زنان را بالا رفتن سن ازدواج دانست و بیان می‌کند: یکی از عواملی که موجب بروز آسیب در جوانان به خصوص دختران می‌شود، تحصیلات دانشگاهی است، زیرا دخترانی که تحصیلات بالایی دارند، شرایط ازدواجشان سخت و انتظاراتشان بیشتر است.
نماینده سابق مردم رشت در مجلس در خصوص تبعیض جنسیتی بیان می‌کند: به طور قطع دستگاه‌های حکومتی به دنبال چنین تبعیضی نیستند چرا که پس از پیروزی انقلاب یکی از هدف‌های دولت اجرای آموزه‌های دینی در کشور است و بعضی خانواده‌ها مسئول ایجاد تبعیض هستند و همین امر موجب بروز آسیب‌هایی در زنان می‌شود.
تحریری نیک‌صفت در ادامه می‌گوید: تهاجم فرهنگی برای زنان و مردان مشکلاتی را به وجود می‌آورد اما با توجه به وظایفی که برای زنان تعیین شده آنها در معرض آسیب بیشتری قرار دارند به خصوص زمانی که زنان به چشم کالا نگاه شوند.
وی می‌گوید: هر چند دستگاه‌های تعلیم و تربیت و دستگاه‌های حمایتی نقش عمده‌ای در جلوگیری از آسیب‌ها دارند اما به این معنی نیست که هر گاه جامعه نتواند وظیفه خود را به درستی انجام دهد مجوزی برای انجام کارهای نادرست است چرا که انسان‌ها با عقل و قدرتی که خداوند در وجودشان نهاده، می‌توانند خود را کنترل کنند.



مطالب مشابه:
به اشتراک گذاشتن در :

بدون نظر

ارسال نظر comment