خوشفکر، خلاقیت و نوآوری- راه نه آن است و نه این«قومی متفکرند اندر ره دین// قومی بهگمان فتاده در راه یقین// میترسم از آنکه بانگ آید روزی// کی بیخبران راه نه آن است و نه این» عمر خیام (Omar Khayyám) […]
- راه نه آن است و نه این
عرض تسلیت به حضرت معصومه(س)
سایت خبری خاتون: عشق برادر و شوق دیدار، از مدینه به ایرانت آورد. میخواستی چشم به چهره “رضای آل محمد ” بگشایی و در کنار یادگار پدر باشی،اما از مدینه دور ماندی و به طوس هم نرسیدی.
به گزارش فارس، عرض تسلیت شهادت حضرت رضا علیهالسلام به خواهر داغدارش حضرت معصومه علیهاالسلام داغ غربت طوس، به حریم قم میآوریم، بار اندوه شهادت “رضا ” را، در حریم “معصومه ” بر زمین مینهیم،و به همدردی با “بی بی ” میرویم:
ای دختر امامت!
ای عصمت آل رضا!
ای حرمت، عاصمه شیعه وای خودت، معصومه آل محمد!
اندوه و حسرت تو نیز، کمتر از شهادت غریبانه برادرت در طوس نیست.
به چه کس باید تسلیت گفت؟
و با که باید به همدردی نشست؟
به جان داغدار تو، که به سوگ برادر نشسته ای؟
یا به غریب طوس، که از خواهر جدا افتاده است؟
معصومه جان!
عشق برادر و شوق دیدار، از مدینه به ایرانت آورد. میخواستی چشم به چهره “رضای آل محمد ” بگشایی و در کنار یادگار پدر باشی،اما از مدینه دور ماندی و به طوس هم نرسیدی.
ولی “قم ” را مدینه ایمان ساختی و عترت را از غربت رهاندی،آخر ماه صفر، فصل تجدید فصل اندوه توست و غم تو، غم ماست.
شیعه نیز با تو همدل و همدرد است و در اندوه تو غمگین.
ای کریمه اهل بیت،ای روضه ات خلد آسا،ای حرمت با صفا،ای دلسوخته فراق رضا،تسلیتت باد!…
مصیب و بلا، سهم شما خاندان، از ضیافتخانه بلای الهی است.
شما مقربان بزم حضورید.
و… “هر که در این بزم، مقرب تر است،جام بلا بیشترش میدهند. ”
شما خاندان عصمت، پرورده دامان رنج و مظلومیتید.
هدیه ما محبان نیز، این دیدگان اشکبار و دلهای عزادار است.
شهادت حضرت رضا علیهالسلام در غربت طوس، خطه خراسان را احیا کرد. بلکه همه ایران، خراسان شد.
ایران ما، مدیون حضور کرامت بار شما دو خواهر و برادر است.
“خراسان “، قبله ولایت است و “قم “، کانون فقاهت.
ای بانوی عفاف و نجابت، معصومه جان! بی بی!
روز شهادت برادر غریبت، روز حزن ما نیز هست. اگر حرم نورانی تو، همچون مرقد آستان قدس، سیه پوش است، دلهای ما هم “رضویه ” و “معصومیه “ای است، که نشان اندوه از چشمه چشمانمان جاری است و اشک، شاهد صادق این عشق است.
آه!.. از آن انگور مسموم،که جگر شیعیان را هم پاره پاره کرد.
آه!.. از آن سفر خراسانی، که در “ساوه ” باز ایستاد و پای به “قم ” کشید و یادگاری از “مدینه ” در این شهر کویری بر جای نهاد، تا آینه ای باشد، نماینده عترت در این دیار.
معصومه جان، ای بانوی عصمت و کرامت!
در سوگ برادر، تسلیتت باد!
خورشید به سوگ مصطفی میگرید،مهتاب به حال مجتبی میگرید،در مشهد دل چه کربلایی برپاست، قومی به شهادت رضا میگرید.
مطالب مشابه:


del.icio.us
Digg
Facebook
Balatarin

بدون نظر
ارسال نظر